<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه مطالعات دین، معنویت و مدیریت</title>
    <link>https://rsm.rihu.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه مطالعات دین، معنویت و مدیریت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقش قرارگاه سازندگی خاتم‌‎الانبیاء (ص) در توسعه زیرساخت‌های انرژی کشور و تأثیر آن بر حکمرانی خوبِ جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://rsm.rihu.ac.ir/article_2511.html</link>
      <description>چکیده گستردهمقدمه و اهداف: حکمرانی خوب، مفهومی است که توسط بانک جهانی ابداع شد و بعدها به‌عنوان الگویی برای حکمرانی ترسیم شد. حکمرانی خوب، با شاخص‌هایی مانند قانونمندی، ارتقای ارزش‌ها، ظرفیت‌سازی، پاسخگویی، کاهش فقر، مشارکت، کارایی و اثربخشی شناخته می‌شود و به نهادها، سازمان‌ها و دولت‌ها کمک می‌کند تا عملکردی شایسته و درخوری داشته باشند. در حکمرانی خوب، دولت تنها بازیگر فعال نیست، بلکه بخش خصوصی و جامعه مدنی که شامل سازمان‌ها و نهادهای غیردولتی است، نقش تأثیرگذاری بر تحولات حوزه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دارند. با توجه به جایگاه و اهمیت حکمرانی خوب در توسعه و پیشرفت جوامع، بدیهی است که حکومت‌ها، دولت‌ها و نهادها به‌دنبال اجرای این الگو و عملی کردن شاخص‌های آن باشند. قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاءn هم به‌عنوان یک نهاد و بازوی اقتصادی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در سال 1368 به دستور رهبر معظم انقلاب تأسیس شد و هدف اصلی آن تقویت حکمرانی خوب جمهوری اسلامی ایران بوده است. این نهاد اقتصادی از بدو تأسیس، مشارکت فعالی در انجام و تکمیل پروژه‌های حوزه نفت و گاز، راه و شهرسازی، آب و نیرو و... داشته است و ارزیابی عملکرد آن اهمیت بسزایی دارد؛ زیرا هم کارکرد قرارگاه در انجام این پروژه‌ها مورد سنجش قرار می‌گیرد و هم نقش قرارگاه به‌عنوان یک نهاد در حکمرانی خوب جمهوری اسلامی ایران مشخص می‌شود.روش: روش پژوهش، روش تلفیق کمّی و کیفی است و از پرسش‌نامه و منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شده است. در مطالعه موردی نیز پالایشگاه ستاره خلیج فارس انتخاب و میزان کارایی و اثربخشی آن تجزیه و تحلیل شده است. برای انجام تحقیق، پرسش‌نامه حکمرانی خوب، با تمرکز بر هفت شاخص کارایی، اثربخشی، شفافیت، ارتقای ارز‌ش‌ها، قانونمندی، پاسخگویی و ظرفیت‌سازی تدوین شد و پرسش‌های مربوط به این مؤلفه‌ها با اندکی تغییر تدوین و تنظیم شد. سپس از میان کارشناسان حوزه انرژی (نفت، گاز و پتروشیمی) قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاءn به‌عنوان جامعه آماری 20 نفر به‌طور تصادفی به‌عنوان حجم نمونه انتخاب شد و در تحقیق شرکت کردند.در ادامه، پرسش‌نامه‌ها با کمک نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل آماری شد و با استفاده داده‌های نرم‌افزار، هر دو پرسش مربوط به کارایی و اثربخشی توسط مؤلفان تجزیه و تحلیل و راستی‌آزمایی شد. در پایان هم با توجه به داده‌های مربوط به دو مؤلفه ذکر شده، پرسش اصلی تحقیق و فرضیه مورد سنجش قرار گرفت. پرسش‌نامه حکمرانی خوب دارای 42 و برای هفت مؤلفه کارایی، اثربخشی، ارتقای ارزش‌ها، ظرفیت‌سازی، شفاف‌سازی، پاسخگویی و قانون‌مندی تنظیم شده است. این پرسش‌نامه، در دسته پرسش‌نامه‌های بسته، ساختاریافته و کمّی قرار می‌گیرد. پایایی پرسش‌نامه حکمرانی خوب از طریق روش آلفای کرونباخ بالای 70 صدم به دست آمده است و برای سنجش روایی پرسش‌نامه از اعتبار محتوایی استفاده شد.نتایج: تجزیه و تحلیل داده‌های پرسش‌نامه نشان داد که قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاءn در همه هشت شاخص حکمرانی خوب، نمره بالاتر از 4 دریافت کرده است. همچنین، میانگین نقش قرارگاه سازندگی خاتم‌&amp;amp;lrm;الانبیاءn در توسعه زیرساخت‌های انرژی کشور و حکمرانی خوب 44/4، در سطح 05/0 =&amp;amp;nbsp; با درجه آزادی 19 بالاتر از میانگین فرضی جامعه (3) و 006/18 = t بالاتر از مقدار t بحرانی است. بنابراین، قرارگاه در شاخص‌های کارایی، اثربخشی، ارتقای ارزش‌ها، ظرفیت‌سازی، شفاف‌سازی، پاسخگویی و قانونمندی در حوزه‌های نفت و گاز، راه و شهرسازی و آب و نیرو، عملکرد بسیار مطلوبی داشته است.همچنین، عملکرد قرارگاه در ساخت و تکمیل پالایشگاه ستاره خلیج فارس گویای آن است که پیشرفت این پروژه طی 6 سال، 37 درصد بوده است. با تشدید تحریم‌ها و خروج پیمانکاران خارجی، وزارت نفت ادمه پروژه را به قرارگاه خاتم‌الانبیاءn می‌سپارد و قرارگاه موفق می‌شود در مدت 5 سال پروژه را تکمیل کند. اکنون هم پالایشگاه ستاره خلیج فارس با تولید بیش از 50 میلیون لیتر بنزین، تأمین فرآورده‌های راهبردی انرژی، افزایش 120 هزار بشکه‌ای دریافت خوراک روزانه از 360 به 480 هزار بشکه میعانات گازی، خودکفایی و صادرات بنزین، کاهش آلاینده‌های زیست محیطی، تأمین خوارک پتروشیمی‌های کشور و تولید نفت مایع و نفت گاز، نقش مهمی در توسعه صنعت نفت و گاز و پتروشیمی داشته است و این امر نشان‌دهنده کارایی و اثربخشی پروژه‌ای است که توسط قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاءn ساخته شده است.بحث و نتیجه‌گیری: داده‌های پژوهش به‌وضوح مشخص می‌کند که قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاءn در دو بعد کارایی و اثربخشی، پروژه‌ها را با هزینه کمتری نسبت به رقبای داخلی و خارجی انجام می‌دهد و از تکنولوژی و منابع داخلی برای تکمیل پروژه‌ها بهره می‌گیرد. آثار عملکرد قرارگاه در ساخت و تکمیل پروژه‌ها در حوزه‌های نفت و گاز، راه و شهرسازی، آب و نیرو و... هم به‌وضوح گویای عمران، آبادنی، رفع محرومیت، پیشرفت، خودکفایی، صادرات و تقویت زیرساخت‌های کشور است. قرارگاه با ایجاد اشتغال و بهره‌گیری از نیروهای متخصص و نخبه، مؤلفه ظرفیت‌سازی را تقویت کرده است. در بعد شفاف‌سازی، مشخص شد که قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاءn، با جمع‌آوری اطلاعات لازم، مدیریت قرارگاه را در اتخاذ تصمیمات مناسب یاری می‌کند و عملکرد آن در مناقصه‌ها و مزایده‌ها، انجام پروژه‌ها و هزینه‌های آنها شفاف عمل کرده و تحت سازمان‌های حسابرسی سپاه پاسداران و وزارت اقتصاد، سازمان مالیاتی کشور قرار دارد.قرارگاه سازندگی در ارتقای ارزش‌ها هم عملکرد مطلوبی داشته است. قرار سازندگی خاتم‌الانبیاءn در تحقق مؤلفه پاسخگویی هم عملکردی قابل قبول داشته است؛ زیرا قرارگاه ضمن داشتن خط‌مشی مشخصی برای بازخورد عملکردش، هر ساله، اهداف، طرح‌ها و عملکردش را منتشر کرده و در دسترس کارشناسان و عموم قرار می‌دهد. همچنین، قرارگاه در مناقصه‌ها و مزایده‌ها، چهارچوب‌های قانونی را رعایت کرده و هیچ رانت و امتیاز خاصی نسبت به دیگر شرکت‌ها ندارد.تقدیر و تشکر: از همه استادان و صاحب‌نظرانی که نگارندگان را در انجام این پژوهش یاری نمودند، صمیمانه سپاسگزاریم.تعارض منافع: نویسندگان اعلام می‌کنند که هیچ‌گونه تعارض منافعی در انجام این پژوهش وجود ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائۀ الگوی اثربخشی سازمانی مبتنی بر مدیریت جهادی در مدیران مدارس ابتدایی</title>
      <link>https://rsm.rihu.ac.ir/article_2465.html</link>
      <description>چکیده گستردهمقدمه و اهداف: اثربخشی سازمانی به‌عنوان شاخصی بنیادی از موفقیت نظام‌های آموزشی، تأثیر مستقیمی بر کیفیت آموزش و رشد همه‌جانبة دانش‌آموزان دارد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ارتقای اثربخشی سازمانی مدارس، نقش کلیدی در تحقق اهداف توسعة آموزشی ایفا می‌کند. در این زمینه، رویکردهای مدیریتی منطبق با ارزش‌های فرهنگی بومی، به‌ویژه مدیریت جهادی، در ایران مورد توجه قرار گرفته‌اند. مدیریت جهادی بر ارزش‌هایی مانند مسئولیت‌پذیری، پایبندی به آرمان‌ها، روحیة مشارکتی، انعطاف‌پذیری و مسئله‌محوری استوار است. چنین مدیریتی مدارس را توانمند می‌کند تا با رهبری ارزش‌محور و چابکی سازمانی، از عهدة چالش‌های پیچیده برآیند و رضایت شغلی، انگیزش معلمان و عملکرد دانش‌آموزان را بهبود بخشند.روش: هدف این پژوهش، شناسایی و اعتبارسنجی الگوی اثربخشی سازمانی مبتنی بر مدیریت جهادی در میان مدیران مدارس ابتدایی است. این مطالعة کاربردی از رویکرد ترکیبی (کیفی و کمی) بهره گرفته است. در بخش کیفی، از نظریة داده‌بنیاد و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 15 نفر از خبرگان آموزشی شامل مدیران باتجربه، استادان دانشگاه و متخصصان آموزش‌وپرورش استفاده شد تا مؤلفه‌های اصلی اثربخشی مدیریت جهادی شناسایی شوند. داده‌ها با استفاده از سه مرحلة کدگذاری (باز، محوری، انتخابی) و نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند و با معیارهای چهارگانة لینکلن و گوبا (اعتبار، انتقال‌پذیری، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری) از پایایی داده‌ها اطمینان حاصل شد. در بخش کمّی، پرسش‌نامه‌ای 24 سؤالی براساس یافته‌های کیفی طراحی شد که شامل 8 سازة اصلی بود: رهبری جهادی، هدایت تحول‌آفرین، تعهد دینی و اخلاقی، اثربخشی سازمانی، رضایت ذی‌نفعان، پاسخگویی، نوآوری و خلاقیت، و یادگیری مستمر. این پرسش‌نامه میان 178 مدیر مدرسه ابتدایی در شهر اردبیل که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند، توزیع شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و R تحلیل شد و تحلیل عاملی اکتشافی (EFA)، تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام گرفت. پایایی و روایی ابزار از طریق ضرایب پایایی ترکیبی (CR)، میانگین واریانس استخراج‌شده (AVE) و آلفای کرونباخ تأیید شد.یافته‌ها: یافته‌های کیفی نشان دادند که مدل اثربخشی سازمانی مبتنی بر مدیریت جهادی شامل هشت مؤلفة اصلی است: رهبری جهادی، هدایت تحول‌آفرین، تعهد دینی و اخلاقی، اثربخشی سازمانی، رضایت ذی‌نفعان، پاسخگویی، نوآوری و خلاقیت، و یادگیری مستمر. این مؤلفه‌ها از تحلیل مضمون مصاحبه‌ها استخراج شدند و ماهیت چندبعدی و پویا بودن اثربخشی سازمانی تحت مدیریت جهادی را بازتاب دادند. تحلیل‌های کمّی ساختار عاملی مدل را با شاخص‌های برازش مطلوب تأیید کردند&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; همة بارهای عاملی بیش از 5/0 و از نظر آماری معنادار بودند (p&amp;amp;lt;0.001) که بیانگر پایایی بالا و روایی همگرا بود. نتایج نشان می‌دهد مدیران مدارس ابتدایی در استان اردبیل در مؤلفه‌های یادشده در سطح مطلوبی قرار دارند که نشان‌دهندة کاربردپذیری و تناسب مدل در زمینة آموزشی محلی است. چهارچوب تلفیقی ارائه‌شده از پشتیبانی نظری و تجربی قوی برخوردار بوده و با پژوهش‌های پیشین دربارة نقش رهبری الهام‌بخش، تعهد اخلاقی و نوآوری در ارتقای اثربخشی مدارس همسو است.بحث و نتیجه&amp;amp;lrm;‌‌گیری: این پژوهش مدلی نظری‌مبنـا و تجربی‌اعتبار یافته از اثربخشی سازمانی بر پایة مدیریت جهادی را برای مدیران مدارس ابتدایی ایران ارائه می‌دهد. هشت مؤلفة کلیدی مدل به‌صورت تعاملی در بهبود مدیریت مدرسه و کیفیت آموزش نقش دارند. یافته‌ها نشان دادند که رهبری جهادی موجب انگیزش درونی و تعهد ارزش‌محور می‌شود، هدایت تحول‌آفرین توانمندسازی کارکنان را تقویت می‌کند، و تعهد دینی و اخلاقی انسجام سازمانی را حفظ می‌نماید. همچنین، مدل بر رضایت ذی‌نفعان، پاسخگویی، نوآوری مستمر، و یادگیری حرفه‌ای مداوم به‌عنوان عوامل حیاتی موفقیت سازمانی تأکید دارد. با توجه به ویژگی‌های روان‌سنجی قوی و همخوانی با ارزش‌های فرهنگی، این مدل چهارچوبی عملی برای سیاست‌گذاری آموزشی و توسعة مهارت‌های مدیریتی به‌منظور ارتقای اثربخشی در مدارس ابتدایی ایران فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی انتقادی به روش‎شناسی اجتهاد جامع در «نجما»</title>
      <link>https://rsm.rihu.ac.ir/article_2507.html</link>
      <description>چکیده گستردهمقدمه و اهداف: برای به&amp;amp;lrm;کارگیری روش اجتهادی در مطالعات مربوط به مدیریت اسلامی تاکنون ایده&amp;amp;lrm;ها و مدل&amp;amp;lrm;های مختلفی ارائه شده است. یکی از مهم&amp;amp;lrm;ترین این مدل&amp;amp;lrm;ها را می&amp;amp;lrm;توان &amp;amp;laquo;نجما&amp;amp;raquo; دانست. &amp;amp;laquo;نجما&amp;amp;raquo; مخفف &amp;amp;laquo;نقشه جامع مدیریت اسلامی&amp;amp;raquo; است. این نقشه حاصل تلاش گروهی از محققان و صاحب&amp;amp;lrm;نظران مدیریت اسلامی است که در یکی از زیرمجموعه&amp;amp;lrm;های &amp;amp;laquo;شورای تحول و ارتقای علوم انسانی&amp;amp;raquo; تدوین و ارائه شده است. این شورا یکی از شوراهای وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی و از زیرمجموعه&amp;amp;lrm;های آن محسوب می&amp;amp;lrm;شود. اهمیت نجما نیز ناشی از همین دو امر است: یکی اینکه برخلاف بسیاری از ایده&amp;amp;lrm;ها و طرح&amp;amp;lrm;های دیگر، که ازسوی یک اندیشمند خاص ارائه شده است، نجما حاصل یک کار جمعی (کارگروه بنیادین مدیریت اسلامی) است؛ و دیگر آنکه، با حمایت و تحت مدیریت عالی&amp;amp;lrm;ترین نهادی که عهده&amp;amp;lrm;دار امور این&amp;amp;lrm;چنینی است، یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی، تهیه و تدوین شده است.هدف&amp;amp;lrm;گذاری اولیه &amp;amp;laquo;نجما&amp;amp;raquo; تهیه راهنما و نقشه جامع مدیریت اسلامی در سه حوزة آموزش، پژوهش و اجراست. از این سه حوزه، ابتدا حوزة پژوهش در دستور کار قرار گرفته و تلاش شده تا نقشه جامع مدیریت اسلامی در حوزة پژوهش طراحی و ارائه شود. حاصل این مطالعات تاکنون در شش ویرایش چاپ و منتشر شده است، و آخرین ویرایش آن مربوط به سال 1398 است، که درواقع، ویرایش نهایی مربوط به &amp;amp;laquo;حوزة پژوهش مدیریت اسلامی&amp;amp;raquo; نیز محسوب می&amp;amp;lrm;شود. هدف این نوشتار معرفی اجمالی این دیدگاه و به‌دنبال آن، بررسی این مدل با نگاه و رویکردی نقادانه است.روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات اسنادی است که با روش توصیفی - تحلیلی به نگارش درآمده است. آنچه قرار است مورد نقد و بررسی قرار گیرد، متنی مکتوب است که با عنوان &amp;amp;laquo;نقشه جامع مدیریت اسلامی&amp;amp;raquo; انتشار یافته است. این متن همان&amp;amp;lrm;گونه‌که تدوین‌کنندگان آن اشاره کرده&amp;amp;lrm;اند، حاصل مباحث و گفتگوهای صرفاً نظری است که به‌صورت جمعی و گروهی صورت پذیرفته است. طبعاً براساس مبانی روش&amp;amp;lrm;شناسی مطالعات اسنادی (ر. ک: مبانی روش&amp;amp;lrm;شناختی پژوهش اسنادی در علوم اجتماعی، 1394، ص62-63) برای نقد و بررسی آن لازم بود این متن ابتدا به دقت مورد مطالعه قرار گیرد و دیدگاه&amp;amp;lrm;های مهم و اساسی مطرح شده در آن استخراج شود. ازاین‌رو، و با در نظر گرفتن این ملاحظه که رویکرد پژوهش، انتقادی است، و همچنین، با توجه به محدویت حجم مقاله، ابتدا تلاش شده گزارشی خلاصه و منتخب از نجما ارائه آورده شود و بدین‌ترتیب، توصیفی از آنچه در نجما آمده صورت پذیرد و تصویری از کلیت آنچه در کتاب آمده ارائه شود. طبیعتاً در این گزارش و توصیف، قسمت&amp;amp;lrm;هایی از نجما بیشتر مد نظر قرار گرفته که نگارنده در نظر داشته است. در ادامه، براساس شواهد و مستندات علمی، دیدگاه&amp;amp;lrm;ها و نظرات نجما تحلیل و نقد شده است.نتایج: در یک ارزیابی کلی و اجمالی، نتایج پژوهش حاضر نشان می&amp;amp;lrm;دهد طرح، یا به تعبیری، مدلی، که با عنوان &amp;amp;laquo;روش&amp;amp;lrm;شناسی اجتهاد جامع&amp;amp;raquo; در نقشه جامع مدیریت اسلامی (نجما) ارائه شده با ابهامات و سؤالاتی روبه‌رو است که لازم است توسط ارائه‌دهندگان آن مورد توجه قرار گرفته و پاسخ داده شود. ذکر همه این ابهامات و پرسش&amp;amp;lrm;ها و شرح تفصیلی آنها خارج از حجم و حوصله یک مقاله و نیازمند نگارش کتابی مستقل است. ازاین&amp;amp;lrm;رو، در پژوهش حاضر تلاش شد به اختصار به برخی از این ابهامات و سؤالات پرداخته شود که موارد مهم آنها به شرح زیر است:عبارت &amp;amp;laquo;روش&amp;amp;lrm;شناسی اجتهاد جامع&amp;amp;raquo;، دقیق و درست نیست و به‌جای آن باید &amp;amp;laquo;روش اجتهاد جامع&amp;amp;raquo; یا تعبیراتی مانند آن استفاده شود.با تعریفی که نجما برای &amp;amp;laquo;اجتهاد جامع&amp;amp;raquo; ارائه داده است، همه تلاش&amp;amp;lrm;های علمی در هر عرصه علمی، و چه در حوزه و چه در دانشگاه را می&amp;amp;lrm;توان (و بلکه باید) اجتهاد نامید. این امر غیر از آنکه خلاف عرف رایج در مجامع علمی حوزوی و دانشگاهی است، به اغتشاش علمی دامن می&amp;amp;lrm;زند.نجما یکی از ابزارها و روش&amp;amp;lrm;های کسب معرفت در اجتهاد جامع را &amp;amp;laquo;تجربه&amp;amp;raquo; معرفی کرده و معتقد است با روش تجربی امکان نیل به &amp;amp;laquo;دستاورد قطعی&amp;amp;raquo; در زمینه مدیریت اسلامی وجود دارد. افزون‌برآن، &amp;amp;laquo;دستاوردهای ظنی&amp;amp;raquo; حاصل از روش تجربی نیز (همانند دستاوردهای قطعی آن) ارزش دینی و اسلامی دارد. در متن مقاله توضیح داده شد که این دو ادعا مخدوش و قابل‌مناقشه است.نجما &amp;amp;laquo;شهود&amp;amp;raquo; را نیز یکی دیگر از ابزارهای شناخت در مطالعات مربوط به مدیریت اسلامی برشمرده است. در این مورد گفته شد اولاً، هیچ فقیه و مجتهدی به‌لحاظ نظری تا به حال شهود را از ابزارهای کسب معرفت در مسیر اجتهاد ندانسته و در عمل نیز حتی یک مورد وجود ندارد که فقیهی برای اثبات رأی و نظر خود به شهود تمسک جسته و از روش شهودی استفاده کرده باشد؛ ثانیاً، عرصه علوم رایج و از جمله دانش مدیریت، عرصه علوم حصولی است و ربطی به علم حضوری و شهود ندارد؛ ثالثاً، تعریفی که نجما از شهود ارائه داده، با تعریف رایج آن در مباحث معرفت&amp;amp;lrm;شناسی اسلامی متفاوت است و اموری مانند خواب و رؤیا را نیز شامل می&amp;amp;lrm;شود و حال آنکه، نه فقط در اجتهاد رایج و مصطلح حوزه&amp;amp;lrm;های علمیه، بلکه اساساً در هیچ علمی پذیرفته نیست که براساس خواب و رؤیا و نظایر آن، چیزی را نفی یا اثبات نماییم.نجما منابع اجتهاد را توسعه داده، در تقسیم&amp;amp;lrm;بندی مورد نظر خود، کتاب و سنت و اجماع را در زمره &amp;amp;laquo;منابع تشریعی&amp;amp;raquo; و عقل را در زمره &amp;amp;laquo;منابع تکوینی&amp;amp;raquo; شمرده، و ضمن پذیرش منابع چهارگانه معروف در اجتهاد رایج، این موارد را نیز به آنها اضافه کرده است: انسان و پدیده&amp;amp;lrm;های انسانی (شامل فرد، خانواده، گروه، سازمان، نهاد، نظام حاکم، جامعه، و تاریخ)، طبیعت و پدیده&amp;amp;lrm;های طبیعی، و ماورای طبیعت (شامل ملکوت آسمان&amp;amp;lrm;ها و زمین، و مانند آن). در متن مقاله توضیح داده شد که مقصود نجما از این سخن مشخص نیست و در هر صورت، هر معنایی که برای آن در نظر بگیریم، محل مناقشه است.مسئله دیگری که در طرح پیشنهادی نجما برای انجام مطالعات مدیریت اسلامی آمده، بحث &amp;amp;laquo;اجتهاد جمعی&amp;amp;raquo; است. در این زمینه گفته شد که براساس مبانی معرفت&amp;amp;lrm;شناسی اسلامی، اجتهاد جمعی دارای اشکالات متعدد، و در نتیجه غیرقابل‌پذیرش است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی مدل مدیریت فاطمی: رویکردی مبتنی بر دیدگاه خبرگان</title>
      <link>https://rsm.rihu.ac.ir/article_2466.html</link>
      <description>چکیده گستردهمقدمه و اهداف: در عصر حاضر، سازمان‌های اسلامی با چالش‌های متعددی در زمینه به‌کارگیری الگوهای مدیریتی مواجه هستند؛ زیرا اکثر مدل‌های رایج مدیریتی برآمده از پارادایم‌های غربی بوده و غالباً فاقد روح معنوی و ارزش‌های اخلاقی متناسب با فرهنگ اسلامی هستند. این خلأ تئوریک باعث شده است تا نیاز به تدوین چهارچوب‌های مفهومی مبتنی بر سیره اهل‌بیت بیش از پیش احساس شود. یکی از غنی‌ترین منابع برای استخراج الگوی مدیریتی متعالی، سیره و آموزه‌های حضرت فاطمه زهرا(س) است که متأسفانه تاکنون کمتر مورد واکاوی ساختارمند قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این شکاف علمی، به‌دنبال طراحی و اعتبارسنجی مدل جامع &amp;amp;laquo;مدیریت فاطمی&amp;amp;raquo; است. هدف اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسش است که مؤلفه‌های کلیدی مدیریت براساس سیره حضرت زهرا(س) کدام‌اند و چگونه می‌توان این مؤلفه‌های ارزشی و اعتقادی را در قالب یک مدل منسجم مدیریتی برای سازمان‌ها عملیاتی کرد؟ این مطالعه تلاش دارد با تلفیق نگاه الهیاتی و مدیریتی، مدلی را ارائه دهد که فراتر از سودآوری صرف، بر تعالی انسان و عدالت اجتماعی تمرکز داشته باشد و ابزاری کارآمد برای مدیران در جوامع اسلامی فراهم آورد.روش‌شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، ترکیبی (آمیخته) با رویکرد اکتشافی است که در دو فاز کیفی و کمّی انجام شده است. در فاز کیفی، از روش تحلیل مضمون برای استخراج مؤلفه‌های مدل استفاده شده است. جامعه آماری این بخش شامل خبرگان دانشگاهی و اجرایی در کشور عراق بودند که دارای تسلط علمی بر سیره حضرت زهرا(س) و همچنین تجربه مدیریتی بودند. با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند، با ۱۲ نفر از این خبرگان مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته انجام شد تا زمانی که اشباع نظری حاصل شد. داده‌های متنی حاصل از مصاحبه‌ها با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA کدگذاری و تحلیل شدند.در فاز کمّی، جهت اعتبارسنجی مدل استخراج‌شده، پرسش‌نامه‌ای محقق‌ساخته براساس مؤلفه‌های شناسایی‌شده طراحی و بین جامعه آماری گسترده‌تری توزیع شد. روایی پرسش‌نامه با استفاده از نظرات متخصصان و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شد. سپس داده‌های کمّی با استفاده از روش‌های آماری تحلیل عاملی تأییدی و مدل‌سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند تا برازش مدل نهایی و روابط بین متغیرها تأیید شود.نتایج و یافته‌ها: یافته‌های حاصل از تحلیل کیفی داده‌ها به شناسایی و دسته‌بندی مضامین در قالب پنج مؤلفه اصلی برای مدل مدیریت فاطمی منجر شد که عبارت‌اند از: ۱. رهبری توحیدی و الهی: این مؤلفه به‌عنوان کانون مرکزی مدل، بر جهت‌دهی تمام تصمیمات و اقدامات مدیریتی به‌سوی رضایت خداوند و حاکمیت ارزش‌های الهی تأکید دارد؛ ۲. عدالت‌محوری: شامل توزیع عادلانه منابع، فرصت‌ها و برخورد بدون تبعیض با زیرمجموعه است که از برجسته‌ترین ویژگی‌های سیره فاطمی محسوب می‌شود؛ ۳. مسئولیت‌پذیری اخلاقی: به معنای پاسخگویی مدیر در برابر خداوند، جامعه و کارکنان و رعایت دقیق اصول اخلاقی در تعاملات سازمانی است؛ ۴. ساده‌زیستی مدیریتی: پرهیز از تجمل‌گرایی و اسراف در سطح مدیریت و ترویج فرهنگ قناعت و بهره‌وری در سازمان؛ ۵. تربیت‌محوری: نگاه به کارکنان به‌عنوان سرمایه‌های انسانی که نیاز به رشد و تعالی معنوی و مهارتی دارند. نتایج بخش کمّی پژوهش نیز نشان می‌دهد که تمامی این پنج مؤلفه دارای بار عاملی بالا و معناداری بوده و مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار است؛ بدین‌معناکه این ابعاد به‌خوبی مفهوم مدیریت فاطمی را تبیین می‌کنند.بحث و نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مدیریت فاطمی یک پارادایم مدیریتی جامع است که می‌تواند جایگزین یا مکمل مناسبی برای مدل‌های مرسوم در سازمان‌های اسلامی باشد. برخلاف مدل‌های مادی‌گرا، این رویکرد اثبات می‌کند که موفقیت سازمانی در گرو پیوند عمیق میان &amp;amp;laquo;کارایی اجرایی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تعهدات اعتقادی&amp;amp;raquo; است. مدل پنج‌بعدی ارائه‌شده، چهارچوبی نظری و کاربردی را در اختیار سیاست‌گذاران و مدیران قرار می‌دهد تا براساس آن، منشورهای اخلاقی سازمان، سیستم‌های جذب و استخدام و نظام‌های ارزیابی عملکرد را بازطراحی کنند.به مدیران پیشنهاد می‌شود با نهادینه‌سازی مؤلفه‌هایی همچون عدالت‌محوری و ساده‌زیستی، اعتماد سازمانی را افزایش داده و بستری برای رشد فضایل اخلاقی کارکنان فراهم آورند. همچنین، پیشنهاد می‌شود در پژوهش‌های آتی، تأثیر پیاده‌سازی این مدل بر متغیرهایی همچون رضایت شغلی و تعهد سازمانی در کشورهای مختلف اسلامی مورد سنجش قرار گیرد. محدودیت اصلی این پژوهش دسترسی به خبرگان مسلط به هر دو حوزه مدیریت و معارف اسلامی بود که با دقت نظر در انتخاب نمونه‌ها تلاش شد تا حد زیادی مرتفع شود.تقدیر و تشکر: از همه استادان و صاحب‌نظرانی که نگارندگان را در انجام این پژوهش یاری نمودند، صمیمانه سپاسگزاریم.تعارض منافع: نویسندگان اعلام می‌کنند که هیچ‌گونه تعارض منافعی در انجام این پژوهش وجود ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل پیشران‏های مؤثر بر آینده وقف در ایران در افق 1414</title>
      <link>https://rsm.rihu.ac.ir/article_2476.html</link>
      <description>چکیده گستردهمقدمه و اهداف: وقف به&amp;amp;lrm;عنوان نهادی اجتماعی و اقتصادی برجسته در جوامع اسلامی، همواره نقشی بسزا در توسعه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی ایفا کرده است. این سنت دیرینه با هدف خدمت به جامعه و تقرب به خداوند، از دیرباز مورد توجه علما، حکام و عموم مردم قرار داشته است. باوجود فراز و نشیب&amp;amp;lrm;های تاریخی، وقف هیچ&amp;amp;lrm;گاه از صحنه اجتماع حذف نشده و به&amp;amp;lrm;عنوان یک نهاد پایدار و مؤثر باقی مانده است. اما در عصر حاضر، این نهاد با چالش&amp;amp;lrm;ها و تحولات گسترده&amp;amp;lrm;ای مواجه شده است. تغییرات سریع در فناوری، تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، و نیز دگرگونی در نگرش&amp;amp;lrm;های مردم نسبت به وقف، ضرورت بازنگری و مدیریت کارآمد و آینده&amp;amp;lrm;نگر این نهاد را بیش از پیش آشکار می&amp;amp;lrm;کند. در این راستا، دستیابی به تصویری روشن از آینده&amp;amp;lrm;های محتمل وقف و شناسایی عوامل کلیدی تأثیرگذار بر آن، از اهمیت راهبردی والایی برخوردار است. این پژوهش با هدف ترسیم آینده وقف در ایران و با تمرکز بر شناسایی و تحلیل پیشران&amp;amp;lrm;های کلیدی تغییر در این عرصه انجام شده است. آگاهی از این پیشران&amp;amp;lrm;ها به مدیران و سیاست&amp;amp;lrm;گذاران کمک می&amp;amp;lrm;کند تا با دیدی روشن&amp;amp;lrm;تر و تصمیماتی آگاهانه&amp;amp;lrm;تر، به استقبال تحولات آینده رفته و سیاست&amp;amp;lrm;های کارآمدی را برای مدیریت و توسعه این نهاد اصیل تدوین نمایند.روش&amp;amp;lrm;شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر ماهیت &amp;amp;laquo;اکتشافی-تحلیلی&amp;amp;raquo; و از نظر هدف &amp;amp;laquo;کاربردی&amp;amp;raquo; است که در چهارچوب رویکرد آینده&amp;amp;lrm;پژوهی و با بهره&amp;amp;lrm;گیری از روش&amp;amp;lrm;های &amp;amp;laquo;روندپژوهی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تحلیل مضمون&amp;amp;raquo; انجام شده است. داده&amp;amp;lrm;های مورد نیاز از دو مسیر اصلی گردآوری شد: نخست، مطالعات کتابخانه&amp;amp;lrm;ای و اسنادی که شامل بررسی عمیق منابع معتبر علمی، مقالات، کتاب&amp;amp;lrm;ها، گزارش&amp;amp;lrm;ها و اسناد مرتبط با وقف و آینده&amp;amp;lrm;پژوهی بود. دوم، انجام مصاحبه&amp;amp;lrm;های نیمه&amp;amp;lrm;ساختاریافته با 12 نفر از خبرگان و صاحب&amp;amp;lrm;نظران حوزه وقف و آینده&amp;amp;lrm;پژوهی که به روش گلوله برفی انتخاب و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. جامعه خبرگان متشکل از استادان دانشگاهی (30درصد)، مدیران ارشد و میانی سازمان اوقاف و متولیان موقوفات (40درصد) و فعالان و خیرین مطرح حوزه وقف بود. برای تحلیل داده&amp;amp;lrm;های کیفی گردآوری شده از روش تحلیل مضمون در سه مرحله نظام&amp;amp;lrm;مند استفاده شد: در مرحله کدگذاری باز، داده&amp;amp;lrm;ها خط به خط بررسی و کدهای اولیه استخراج شد. در کدگذاری محوری، کدهای مشابه در قالب مضامین اصلی و فرعی سازمان&amp;amp;lrm;دهی و دسته&amp;amp;lrm;بندی شد. نهایتاً در کدگذاری انتخابی، با تمرکز بر ماهیت عوامل، حوزه اثرگذاری و پیامدهای احتمالی آن&amp;amp;lrm;ها، مضامین همسان در دسته&amp;amp;lrm;های کلی&amp;amp;lrm;تر همگرا شده و پیشران&amp;amp;lrm;های نهایی استخراج شدند.نتایج پژوهش: تحلیل کیفی داده&amp;amp;lrm;ها مبتنی بر روندپژوهی و تحلیل مضمون، به شناسایی 27 عامل مؤثر و در نهایت استخراج 6 پیشران کلیدی شکل&amp;amp;lrm;دهنده به آینده نهاد وقف در ایران در افق 1414 منجر شد. این پیشران&amp;amp;lrm;ها به&amp;amp;lrm;عنوان نیروهای محرکة اصلی، تصویر تحولات آتی را ترسیم می&amp;amp;lrm;کنند:نوآوری و جذابیت در وقف&amp;amp;lrm;های آینده: این پیشران نشان&amp;amp;lrm;دهنده ضرورت تحول در قالب&amp;amp;lrm;ها و کارکردهای وقف است. موقوفات آینده از شکل سنتی (املاک) فراتر رفته و به سمت وقف دیجیتال، خانوادگی، بانک وقفی و وقف دارایی&amp;amp;lrm;های نامشهود (مانند حقوق معنوی و برندها) حرکت خواهند کرد. تخصصی&amp;amp;lrm;شدن موقوفات در قالب طرح&amp;amp;lrm;های مسئله&amp;amp;lrm;محور (متمرکز بر آموزش، سلامت یا محیط&amp;amp;lrm;زیست) و رقابتی شدن فضای جذب واقفان از طریق ارائه طرح&amp;amp;lrm;های جذاب، از پیامدهای این تحول است.جهت&amp;amp;lrm;گیری&amp;amp;lrm;های مدیریتی و فرهنگی: وقف به&amp;amp;lrm;عنوان پدیده&amp;amp;lrm;ای فرهنگی-اجتماعی، از اراده مدیریت کلان تأثیر می&amp;amp;lrm;پذیرد. تقویت نقش مشورتی و هدایت&amp;amp;lrm;گر سازمان اوقاف و توسعه ابزارهای تشویقی نوین (فراتر از معافیت&amp;amp;lrm;های مالیاتی) برای جهت&amp;amp;lrm;دهی به موقوفات آینده مورد تأکید است. همچنین، نگاه به وقف به&amp;amp;lrm;عنوان ابزاری برای توزیع مجدد ثروت و تحقق عدالت اقتصادی، هرچند در ذیل مفهوم احسان، تقویت خواهد شد.تنوع در نیات و انگیزه&amp;amp;lrm;های واقفان: تحت&amp;amp;lrm;تأثیر پدیده فردگرایی مدرن و تحول در اشکال دینداری، شاهد تنوع&amp;amp;lrm;بخشی به انگیزه&amp;amp;lrm;های وقف خواهیم بود. افزون&amp;amp;lrm;بر نیات عبادی سنتی، انگیزه&amp;amp;lrm;های بشردوستانه، محیط&amp;amp;lrm;زیستی، هنری و همچنین اهداف روان&amp;amp;lrm;شناختی (کسب آرامش) و اجتماعی (کسب اعتبار) ظهور پررنگ&amp;amp;lrm;تری خواهند داشت. این امر هم فرصت گسترش دامنه واقفان و هم تهدید تبلیغاتی شدن وقف را به همراه دارد.گرایش به مدیریت توسعه&amp;amp;lrm;بخش و تسهیل&amp;amp;lrm;گر: مدیریت وقف در حال گذار از حفظ&amp;amp;lrm;محوری صرف به سمت توسعه&amp;amp;lrm;محوری و تسهیل&amp;amp;lrm;گری است. این تحول با تجدیدنظرهای فقهی-حقوقی (برای پذیرش وقف پول و سهام)، توسعه مدل&amp;amp;lrm;های نوین (مانند صندوق&amp;amp;lrm;های وقفی خرد) و بهره&amp;amp;lrm;گیری از نظریات علمی و مشارکت ذینفعان همراه است. چالش اصلی، حفظ تعادل بین بازده اقتصادی و ماهیت عبادی وقف و جلوگیری از تضعیف موقوفات عبادی است.تعامل دوسویه وقف و فناوری: یک همکاری راهبردی و دو سویه بین نهاد وقف و فناوری&amp;amp;lrm;های نوین در حال شکل&amp;amp;lrm;گیری است. فناوری&amp;amp;lrm;های دیجیتال و هوش مصنوعی هم به&amp;amp;lrm;عنوان ابزاری برای مدیریت کارآمد، ترویج فرهنگ وقف و افزایش شفافیت و هم به&amp;amp;lrm;عنوان عرصه&amp;amp;lrm;ای جدید برای سرمایه&amp;amp;lrm;گذاری&amp;amp;lrm;های وقفی در شرکت&amp;amp;lrm;های دانش&amp;amp;lrm;بنیان و طرح&amp;amp;lrm;های نوآورانه (کارآفرینی وقفی) عمل خواهند کرد.توسعه حکمرانی مشارکتی در وقف: ماهیت مردمی وقف، گذار به سمت حکمرانی مشارکتی را تقویت می&amp;amp;lrm;کند. در این الگو، سازمان اوقاف از تصدی&amp;amp;lrm;گری مستقیم به نقش تنظیم&amp;amp;lrm;گری، نظارتی و هماهنگ&amp;amp;lrm;کننده تحول می&amp;amp;lrm;یابد و مؤسسات خیریه مردمی و نهادهای تخصصی به&amp;amp;lrm;عنوان متولیان اصلی عرصه عمل می&amp;amp;lrm;کنند. افزایش شفافیت، تدوین استانداردها و توسعه نظارت&amp;amp;lrm;های اجتماعی ارکان کلیدی این تحول خواهند بود.بحث و نتیجه&amp;amp;lrm;گیری: یافته&amp;amp;lrm;های این پژوهش تصریح می&amp;amp;lrm;کند که آینده مطلوب و پایدار نهاد وقف، در گرو ایجاد تعادل پویا و هوشمندانه میان سه اصل به هم پیوسته است. صیانت از اصالت شرعی و ماهیت عبادی وقف، پذیرش مسئولانه و خلاقانه اشکال و سازوکارهای نوین منطبق با شرایط زمانه، و پاسخگویی مؤثر و منعطف به نیازهای پیچیده و متغیر جامعه. این سه اصل، چهارچوبی ارزیابی&amp;amp;lrm;کننده برای تحلیل پیامدهای هر یک از شش پیشران و تدوین راهبردهای مناسب فراهم می&amp;amp;lrm;آورند.تحقق این چشم&amp;amp;lrm;انداز، مستلزم اقدامات و تحولات ساختاری است. ازیک&amp;amp;lrm;سو، بازنگری و روزآمدسازی چهارچوب&amp;amp;lrm;های فقهی، حقوقی و مالی برای پذیرش نوآوری&amp;amp;lrm;ها (مانند وقف دارایی&amp;amp;lrm;های دیجیتال) و تضمین امنیت حقوقی واقفان و متولیان ضروری است. ازسوی&amp;amp;lrm;دیگر، بازتعریف نقش و کارکرد سازمان اوقاف از یک نهاد تصدی&amp;amp;lrm;گر به یک نهاد هدایت&amp;amp;lrm;گر، تنظیم&amp;amp;lrm;گر و تسهیل&amp;amp;lrm;گر در یک اکوسیستم مشارکتی، نیازمند تغییر در ساختار، فرایندها و نگرش&amp;amp;lrm;های مدیریتی است. این گذار، تقویت گفتمان آینده&amp;amp;lrm;نگر، سرمایه&amp;amp;lrm;گذاری بر تربیت نیروی انسانی متخصص و آشنا با فناوری و مدیریت نوین، و استقرار نظام&amp;amp;lrm;های شفاف اطلاعاتی و پاسخگویی را به&amp;amp;lrm;عنوان پیش&amp;amp;lrm;نیازهای غیرقابل اجتناب می&amp;amp;lrm;طلبد.در نهایت، این پژوهش با ارائه نقشه&amp;amp;lrm;ای نظام&amp;amp;lrm;مند از پیشران&amp;amp;lrm;های کلیدی، چهارچوب مفهومی و عملیاتی را برای گفت&amp;amp;lrm;وگوهای راهبردی، سناریوسازی آینده و تدوین سیاست&amp;amp;lrm;های آگاهانه در اختیار تصمیم&amp;amp;lrm;گیران و سیاست&amp;amp;lrm;گذاران حوزه وقف قرار می&amp;amp;lrm;دهد. آینده وقف، آینده&amp;amp;lrm;ای &amp;amp;laquo;ساخته&amp;amp;lrm;شدنی&amp;amp;raquo; است که ساختن آن در گرو خرد جمعی، آینده&amp;amp;lrm;نگری و عزمی است که این پژوهش درصدد تقویت بنیان&amp;amp;lrm;های فکری آن برآمده است. محدودیت اصلی پژوهش، ضعف گفتمان آینده&amp;amp;lrm;نگر در این عرصه بود که برگزاری جلسات منظم آینده&amp;amp;lrm;اندیشی با حضور خبرگان را به&amp;amp;lrm;عنوان گام بعدی پیشنهاد می&amp;amp;lrm;کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی مفهومی حکمرانی مالی در گام دوم انقلاب</title>
      <link>https://rsm.rihu.ac.ir/article_2516.html</link>
      <description>چکیده گستردهمقدمه و اهداف: حکمرانی مالی در گام دوم انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان ابزار اصلی برای تحقق اهداف کلان اقتصادی مدنظر قرار گرفته است. این حکمرانی بر شفافیت، کارایی و مشارکت فعال ذینفعان تأکید دارد و می‌کوشد تا با مقابله با چالش‌ها، آرمان‌های انقلابی را محقق کند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی حکمرانی مالی در گام دوم انقلاب است. پژوهش حاضر مبانی فلسفی تفسیری داشته و جهت&amp;amp;lrm;گیری آن توسعه&amp;amp;lrm;ای است. رویکرد این پژوهش استقرایی و کیفی است. نوع پژوهش میدانی است و از نظریه داده‌بنیاد استفاده خواهد شد. نمونه&amp;amp;lrm;گیری نظری از طریق مصاحبه با 8 نفر از (حلقه&amp;amp;lrm;های میانی) مدیران بانک&amp;amp;lrm;های خصوصی کرمانشاه به‌عنوان مشارکت&amp;amp;lrm;کنندگان در پژوهش انجام شد. طبقات کدگذاری باز با انجام کدگذاری محوری به یکدیگر پیوند داده شدند و برای شکل دادن تئوری داده، در طی کدگذاری انتخابی پالایش شدند. یافته&amp;amp;lrm;های پژوهش در قالب مدل پارادایمی مدل الگوی حکمرانی مالی مطلوب به‌عنوان مقوله محوری، شرایط علّی (محیط اجتماعی-اقتصادی، محرک‌های بازار خارجی و اقتصادی، روندهای اجتماعی و رفتاری)، عوامل زمینه&amp;amp;rlm;ای (ساختار حاکمیتی و نظارتی، مبانی تاریخی و زیرساختی، سیاست و محیط قانونی، زمینه سازمانی و فرهنگی)، شرایط مداخله‌گر (سرمایه گذاری و توسعه نوآوری، تحول دیجیتال، همکاری فنی، تأثیر اجتماعی و مشتری‌محور)، راهبردهای تعاملی (ارتقای کارایی و اثربخشی) و پیامدها (بهبود عملکرد بازار، مشتری محور، عدم قطعیت‌ها و مدیریت ریسک) طراحی‌ شده است. مدل ارائه شده می‌تواند راهنمایی برای برنامه&amp;amp;lrm;ریزی راهبردی مدیران بانک&amp;amp;lrm;های کرمانشاه باشد که بتوانند از مزایای آن بهره&amp;amp;lrm;مند شوند.انقلاب اسلامی ایران با چالش‌های متعددی در حوزه‌های اقتصادی و مالی روبه‌رو بوده است که نیاز به بازتعریف ساختارهای حاکمیتی را در گام دوم انقلاب ضروری می‌کند. نظام مالی کشور به‌عنوان هسته مرکزی اقتصاد ملی، نقش حیاتی در تحقق اهداف انقلابی نظیر عدالت اقتصادی و استقلال ایفا می‌کند. تجربیات گذشته نشان می‌دهد مدل‌های سنتی حکمرانی مالی نتوانسته‌اند به‌خوبی پاسخگوی نیازهای کنونی باشند. بانک‌های خصوصی به‌ویژه با چالش‌های خاصی مواجه هستند، از جمله وابستگی به درآمدهای نفتی، ضعف در شفافیت و پاسخگویی، و کارایی نامطلوب سیستم مالی. همچنین، تحریم‌های بین‌المللی و ناتوانی در جذب سرمایه‌گذاری نیز بر این مشکلات می‌افزایند. با توجه به این چالش‌ها، طراحی الگوی مفهومی حکمرانی مالی در بانک‌های خصوصی یک ضرورت راهبردی برای تحقق آرمان‌های انقلابی است. این الگو باید به‌گونه‌ای باشد که شفافیت، پاسخگویی، و کارایی را افزایش دهد و هم‌زمان به تضمین ثبات مالی و ترویج مشارکت فعال ذینفعان کمک کند. بنابراین، حکمرانی مالی به‌عنوان ابزاری کلیدی می‌تواند به تحقق اهداف بلندمدت انقلاب اسلامی و ایجاد جامعه‌ای عادلانه و پایدار یاری رساند. در نهایت، ضروری است که ادبیات حکمرانی خوب و حکمرانی اقتصادی با بستر خاص انقلاب اسلامی تطبیق و بومی‌سازی شود.روش‌: هدف این پژوهش طراحی الگوی حکمرانی مالی در گام دوم انقلاب است و دارای مبانی فلسفی تفسیری و جهت‌گیری توسعه‌ای می‌باشد. پژوهش به‌صورت میدانی و به روش کیفی استقرایی انجام شده و از استراتژی نظریه داده‌بنیاد Corbin و(Strauss (2014&amp;amp;nbsp; بهره می‌برد. بررسی پیشینه و انجام مصاحبه‌ها نشان‌دهنده ضعف‌هایی در برخی مدل‌های حکمرانی مالی موجود است. این پژوهش با استفاده از نظریه داده‌بنیاد به تحلیل جوانب مختلف و شرایط سازمان‌های فعلی پرداخته و به تبیین چرایی و چگونگی حکمرانی مالی کمک می‌کند. جامعه آماری شامل مدیران بانک‌های خصوصی کرمانشاه با حداقل پنج سال سابقه مدیریتی است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و کدگذاری باز، محوری و گزینشی با نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند. مراحل ارزیابی شامل اعتبار، انتقال‌پذیری، اطمینان‌پذیری و تأییدپذیری است. با تأسیس اعتبار، پژوهشگران زمان کافی را برای تأیید فرایند اختصاص دادند و از دو کدگذار برای همسانی دیدگاه‌ها استفاده کردند. انتقال‌پذیری با مشاوره از سه متخصص مستقل و اطمینان‌پذیری با ثبت دقیق جزئیات تأمین شد. در انتها، مستندات مربوط به مراحل پژوهش به دقت نگهداری شد. نتایج این پژوهش می‌تواند به بهبود فرایندهای حکمرانی مالی و ارتقاء خدمات در سازمان‌ها کمک و زمینه‌های لازم برای طراحی الگوی مؤثر حکمرانی مالی را فراهم کند.نتایج: در این پژوهش، با استفاده از مدل پارادایمی حکمرانی مالی در گام دوم انقلاب، ابعاد کلیدی مربوط به حکمرانی مالی شناسایی و بررسی شدند. پس از تحلیل داده‌ها، شش مؤلفه اصلی شامل عوامل علّی، زمینه‌ها، شرایط مداخله‌گر، راهبردها، پیامدها و پدیده محوری مشخص شد. این مؤلفه‌ها با هدف ارتقای شفافیت، مسئولیت‌پذیری و رشد پایدار اقتصادی به‌طور متقابل بر هم تأثیر می‌گذارند. همچنین، بررسی‌ها نشان داد که مدیران و تصمیم‌گیرندگان می‌توانند با بهره‌گیری از این مدل، استراتژی‌های مؤثری برای بهبود وضعیت مالی و ارتقای خدمات طراحی کنند. جداول مختلفی شامل نمونه‌هایی از این مؤلفه‌ها ارائه شده است. این پژوهش به‌ویژه بر نقش سرمایه‌گذاری و نوآوری دیجیتال در بهبود حکمرانی مالی تأکید دارد و می‌تواند به‌عنوان راهنما برای بهبود فرایندهای مالی و اقتصادی در محیط‌های مشابه استفاده شود. نتایج حاصل از این مدل می‌توانند به بهبود عملکرد نهادهای مالی و ارتقای اعتماد عمومی کمک و زمینه‌ساز دستیابی به اهداف توسعه پایدار شوند.بحث و نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش با مدل پارادایمی حکمرانی مالی در گام دوم انقلاب، به روشن شدن ابعاد کلیدی و مقوله‌های محوری مربوط به حکمرانی مالی کمک می‌کند. این مدل شامل شرایط علّی است که محیط اجتماعی-اقتصادی و محرک‌های بازار خارجی را دربرمی‌گیرد. این عوامل به تقویت اعتماد عمومی و کاهش فساد کمک می‌کنند. زمینه‌های ساختاری و فرهنگی نظیر سیاست‌های مالی و محیط قانونی، در شکل‌گیری رفتارهای مالی تأثیرگذارند. همچنین، شرایط مداخله‌گر از جمله سرمایه‌گذاری، تحول دیجیتال و توجه به مشتری به بهبود کارایی نظام مالی کمک می‌کنند. این پژوهش شش مؤلفه کلیدی را معرفی می‌کند که به‌طور متقابل بر هم تأثیر می‌گذارند: عوامل علّی، زمینه‌ها، شرایط مداخله‌گر، راهبردهای مشارکتی، پیامدها و پدیده محوری حکمرانی مالی مؤثر. این مؤلفه‌ها به ارتقای شفافیت، مسئولیت‌پذیری و رشد پایدار اقتصادی منجر می‌شوند. همچنین، شایسته است مدیران و تصمیم‌گیرندگان با بهره‌گیری از این مدل، استراتژی‌های مؤثری برای بهبود وضعیت مالی و ارتقای خدمات پیش ببرند. پتانسیل بهبود حکمرانی مالی می‌تواند به تأمین منابع مالی و توسعه پایدار اقتصادی منجر شود. به‌منظور بهبود پژوهش‌های آینده، پیشنهاد می‌شود از روش‌های کمّی در تحقیق استفاده شود و دامنه پژوهش گسترش یابد تا نتایج به‌دست‌آمده قابلیت تعمیم‌پذیری بیشتری داشته باشند. بدین‌ترتیب، شناخت بهتری از چالش‌ها و فرصت‌های موجود در حکمرانی مالی و زمینه‌های بهبود آن به‌دست خواهد آمد که در نهایت به تحقق اهداف کلی نظام مالی و اقتصادی کمک می‌کند.تقدیر و تشکر: بر خود لازم می&amp;amp;lrm;دانیم از دوستانی که ما را در نوشتن این مقاله یاری نمودند، تشکر و قدردانی نماییم.تعارض منافع: در این مقاله بین نویسندگان تعارض منافعی وجود ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل مقابله با کژمنشی در سازمان‌های دولتی، با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری (مورد مطالعه:دانشگاه علوم پزشکی تهران</title>
      <link>https://rsm.rihu.ac.ir/article_2426.html</link>
      <description>هدف: کژمنشی نوعی رفتار فرصت طلبانه است که در آن فرد با اطلاعات بیشتر با یک اقدام مشاهده ناپذیر از فرد با اطلاعات کمتر امتیاز می گیرد.این پژوهش به طراحی مدل مقابله با کژمنشی در سازمان‌های دولتی می‌پردازد و با هدف شناسایی عوامل مؤثر، پیامدها و ارائه راهکارهای جامع جهت کاهش این پدیده‌ها، تلاش دارد تا بستر بهبود عملکرد و ارتقای سلامت سازمانی را در ساختارهای دولتی فراهم آورد.
روش‌تحقیق: پژوهش حاضر از نوع بنیادی-کاربردی با رویکرد تفسیرگرایانه و راهبرد آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان حوزه مدیریت منابع انسانی و سازمانی جمع‌آوری و با روش تحلیل مضمون تحلیل شد. در بخش کمی، پرسشنامه‌ای مبتنی بر مدلسازی ساختاری تفسیری فازی (FISM) برای تحلیل و تعیین روابط میان عوامل طراحی گردید. روایی و پایایی داده‌های کیفی با استفاده از ضریب کاپای کوهن برابر با 0.87 تأیید شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش منجر به شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر بروز کژمنشی ، پیامدهای سازمانی آنها و اولویت‌بندی راهکارهای مقابله با این پدیده‌ها شد. تحلیل ساختار میان عوامل با روش ISM در پنج سطح سازمانی و تحلیل میک مک نشان داد که عوامل &amp;amp;laquo; ساختار نظارتی ناکارآمد ، فقدان پاسخگویی ، فرهنگ سازمانی ناسالم  و ارزیابی عملکرد ضعیف&amp;amp;raquo; به‌عنوان پیشران‌های اصلی در ایجاد کژمنشی و کژگزینی نقش کلیدی ایفا می‌کنند. مدل طراحی شده بر لزوم هم‌افزایی اقدامات راهبردی، ساختاری و فردی برای مقابله اثربخش با این چالش‌ها تأکید دارد.
نتیجه‌گیری:این پژوهش با ارائه مدل جامع و کاربردی مقابله با کژمنشی در سازمان‌های دولتی، راهکارهایی عملی جهت بهبود فرآیندهای انتصاب و ارتقای سلامت سازمانی ارائه می‌دهد. همچنین بر ضرورت اصلاحات بنیادین در نظام مدیریتی و فرهنگ سازمانی تأکید دارد که می‌تواند زمینه‌ساز بهبود تصمیم‌گیری‌های راهبردی و توسعه پایدار منابع انسانی در بخش دولتی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی چالش‌های حکمرانی فضای سایبری با رویکرد ترکیبی فراترکیب و تحلیل لایه‌ای علی</title>
      <link>https://rsm.rihu.ac.ir/article_2523.html</link>
      <description>تزلزل پایه‌های محکم حکمرانی ملی و محلی درون مرزهای جغرافیایی به واسطه گسترش فضای سایبر، حراست از مرزهای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی را تبدیل به اصلی‌ترین دغدغۀ سیاستگذاران کرده است. به عبارت دیگر، مسئله امروز کشورها از جمله ایران، شبکه‌ای از مسائل جدید است که در لایه‌های مختلف حکمرانی، به واسطه نوظهور بودن و روابط شبکه‌ای میان آنها، ابعاد تازه‌ای از بحران‌‌ را پیش روی حکمرانان قرار داده است. در چنین شرایطی، اندیشیدن در چارچوب آینده درخصوص این مسائل و لایه‌های علی پیچیده آن برای تعریف آینده‌ای بدیل جهت غلبه بر چالش‌ها توسط سیاست‌گذاران یک ضرورت غیرقابل‌انکار است. از این رو، در این مقاله تلاش شده است تا با رویکرد ترکیبی فراترکیب و تحلیل لایه&amp;amp;lrm;ای علی به تبیین آینده حکمرانی در ایران بر پایۀ شناخت چالش‌‌های برآمده از تحولات سایبری در لایه‌های مختلف اجتماعی و گفتمانی پرداخته شود. بر این اساس در گام اول پس از بررسی 400 مقاله، 23 اثر نهایی انتخاب و با استفاده از تکنیک کدگذاری سه مرحله ای و تحلیل محتوای کیفی تعداد 247 کد باز، 47 مقوله و چهار کد گزینشی تولید شدند. کدهای گزینشی تولیدشده عبارتنداز: چالش های امنیتی فضای سایبری، چالش های فرهنگی-اجتماعی، چالش های اقتصادی و چالش های حقوقی بودند. در گام بعد با استفاده از تحلیل لایه ای علی، چالش ها ژرف نگری شده و هر کدام در چهار لایه لیتانی، اجتماعی، گفتمانی و استعاری مورد کنکاش قرار گرفتند. سیاستگذاران و تصمیم گیران حوزه حکمرانی سایبرنتیک پس از شناخت چالش های چهارگانه، چنانچه لایه های عمیق تر آنها را محور تصمیم گیری و سیاستگذاری خود قرار دهند، طبعا مسائل حوزه حکمرانی عمیق تر تحلیل شده و پایداری راه حل های ارائه شده بیشتر خواهد بود. بر این اساس پژوهش حاضر یک نقشه راه راهبردی-عملیاتی در عرصه حکمرانی فضای سایبر به ویژه حکمرانی پلتفرم در عرصه عملیات برای حکمرانان این عرصه به ارمغان آورده است. از سوی دیگر حکمرانی که متضمن مشارکت فعال جامعه است می‌تواند در فرایند حل مسائل بغرنج و پیچیده حوزه سایبر نسبت به تعریف نقش جدید برای اجزای مختلف نقش آفرینان دولتی و مردمی‌عرصه حکمرانی سایبری اقدام کرده و این نقش آفرینان را از راهکارهای سطحی باز بدارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی اصول سازمان یادگیرنده در داستان کشتی‌سازی حضرت نوح(ع)</title>
      <link>https://rsm.rihu.ac.ir/article_2529.html</link>
      <description>در جهان به‌شدت رقابتی امروز سازمان‌هایی شانس بقا دارند که بتوانند خود را پیوسته با تغییرات محیط خود تغییر دهند. ازاین‌رو "سازمان یادگیرنده" در مدیریت نوین امروز به سازمانی اشاره دارد که به‌طور مداوم در پی کسب دانش، یادگیری و انطباق با تغییرات محیطی است. در این میان داستان کشتی‌سازی حضرت نوح در قرآن کریم نه‌تنها یک روایت مذهبی بلکه به‌عنوان یک نمونه از یک سازمان صنعتی در مواجهه با یک تهدید[طوفان] عظیم محیطی است. لذا سازمان یادگیرنده بیشتر در بخش سازمان‌های تولیدی و صنعتی مطرح بوده و بررسی آن در داستان کشتی‌سازی حضرت نوح سازگار و تطبیق‌پذیر است. بر این اساس مقاله‌ی حاضر با روش تطبیقی جرج بردی به مطالعه‌ی تطبیقی این دو سازمان پرداخته و هدف آن دست‌یابی به الگویی بوده که در عصر رقابتی امروز موردنیاز جامعه است. نتیجه‌ی این مطالعه نشان داد که اصول سازمان یادگیرنده از دیدگاه پیترسنگه موردنیاز است اما کامل نیست. در راستای تکمیل آن: نظارت، آموزش، پاداش و ضابطه نه رابطه که از اساسی‌ترین عناصر در داستان کشتی‌سازی حضرت نوح است را باید اضافه کرد. بااین‌حال سازمان موردنیاز جامعه در عصر رقابتی امروز سازمان یادگیرنده آموزش بنیان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>درآمدی بر بازاریابی ارزش‌های دینی مبتنی بر فهم تداعی‌ها و تصویر ذهنی جامعه (مورد مطالعه: امر به معروف و نهی از منکر)</title>
      <link>https://rsm.rihu.ac.ir/article_2546.html</link>
      <description>امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک واجب شرعی که به عنوان احیاکننده جامعه و مانعی بر سر راه انحرافات اجتماعی، یکی از چالشی‌ترین ارزش‌های دینی در عصر جدید به شمار می‌رود. ترویج امر به معروف و نهی از منکر در جامعه، زمانی اتفاق می‌افتد که خود این واجب شرعی به عنوان یک ارزش محسوب شود. یکی از کاربردهای بازاریابی غیرانتفاعی، استفاده از فنون آن در عرصه ترویج ارزش‌های دینی در جامعه است. اولین قدم برای طراحی برنامه بازاریابی امر به معروف و نهی از منکر، شناخت ادراکات و نگرش‌های جامعه نسبت به این پدیده است. در این پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، به شناخت تداعی‌ها و تصویر ذهنی از مفهوم امر به معروف و نهی از منکر پرداخته شد. نمونه مورد مطالعه 439 نفر از زنان محجبه شهر تهران بوده‌اند که با استفاده از زبان برنامه‌نویسی پایتون و نرم‌افزار اکسل به تحلیل داده‌ها پرداخته شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که اصلی‌ترین تداعی حاصل از این ارزش، موضوع حجاب است و این نشان‌دهنده تقلیل ذهنی در مخاطبین از مفهوم امر به معروف است. همچنین غالب بازنمایی‌ها در مورد ارزش‌های الهی و دینی مانند نماز، تکلیف، امام حسین و ... است. تداعی‌های منفی نظیر فضولی، درگیری، زورگویی و ... نیز در نتایج تحقیق مشاهده می‌شود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تصویر شکل گرفته از امر به معروف و نهی از منکر در قشر مذهبی جامعه، منطبق بر آنچه که در متون دینی به توصیف این ارزش پرداخته شده نیست و یکی از موانع ترویج امر به معروف در جامعه، شکل‌گیری تداعی حجاب به عنوان اصلی‌ترین مفهوم حاصل شده از این ارزش است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل رفتار اخلاقی در فروش کالاهای دست دوم در بستر تجارت الکترونیک مصرف کننده &amp;ndash;مصرف کننده</title>
      <link>https://rsm.rihu.ac.ir/article_2554.html</link>
      <description>مسئله اخلاق در فروش کالاهای دست دوم در بستر تجارت الکترونیک مصرف‌کننده&amp;amp;ndash;مصرف‌کننده، به دلیل ماهیت تعاملی، عدم تقارن اطلاعاتی، ناشناختگی نسبی کنشگران و محدودیت سازوکارهای نظارتی، به یکی از مسائل اساسی در شکل‌گیری اعتماد و تداوم مبادلات آنلاین تبدیل شده است. ازاین‌رو، هدف این پژوهش ارائه مدلی برای تبیین ابعاد، مؤلفه‌ها و شرایط مؤثر بر رفتار اخلاقی فروشندگان کالاهای دست دوم در بستر تجارت الکترونیک مصرف‌کننده&amp;amp;ndash;مصرف‌کننده است. این پژوهش با رویکرد کیفی، بر مبنای پارادایم تفسیری و با بهره‌گیری از روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان حوزه تجارت الکترونیک شامل اساتید دانشگاه، متخصصان دیجیتال مارکتینگ و فروشندگان حرفه‌ای جمع‌آوری گردید و با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری شدند. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی و با بهره‌گیری از نرم‌افزار MAXQDA 2020 صورت گرفت. پایایی تحلیل‌ها از طریق توافق میان ارزیابان و بازآزمون تأیید شد. یافته‌های کیفی منجر به استخراج مضامین پارادایمی شامل شرایط زمینه‌ای، شرایط علی، پدیده محوری، راهبردها، مداخله‌گرها و پیامدها گردید. در بخش شرایط زمینه‌ای، عواملی چون فرهنگ جامعه، جو محیط کسب‌وکار و شرایط قانونی شناسایی شد که شامل ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی، ویژگی معاملات دست دوم در فضای آنلاین، نقش پلتفرم و ادراک قوانین و عملکرد نهادهای نظارتی بود. شرایط علی شامل سرمایه اخلاقی فرد، نوع‌دوستی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی به عنوان محرک‌های درونی و عوامل بیرونی در شکل‌دهی رفتار اخلاقی فروش تعیین شد. پدیده محوری رفتار اخلاقی فروش است که با رعایت درستکاری، احترام متقابل، حفظ حریم و تکریم مشتری و پایبندی به قوانین و هنجارهای اجتماعی مشخص شد. در بخش راهبردها، همدلی با مشتری، کاهش ریسک و عدم اطمینان، صداقت و پاسخگویی و پشتیبانی از مشتری به عنوان راهکارهای عملی فروش اخلاقی شناسایی گردید. همچنین مداخله‌گرها شامل ناآگاهی مشتریان نسبت به حقوق خود، بی‌اخلاقی فروشنده و تجربه و یادگیری کاربران بودند که نقش تعدیل‌کننده بر رفتار اخلاقی داشتند. پیامدها شامل اعتماد و وفاداری مشتری، تبلیغات شفاهی مثبت و انتفاع راهبردی پلتفرم بود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
